قاب شیشه ای
๑۩۞۩๑ کیبورد آزاری های یک پسر ๑۩۞۩๑
. . . نمیدونم چرا این روزها با هر کس رفاقت میکنم فکر میکنه اینقدر باهم دوست بودیم.که دیگه وقت خیانت. . . . . . . دیگه هیچ چیز برام مهم نیست هیچ چیز در ضمن فعلا دیگه آپ نمیکنم تا یه مقدار حالم روبه راه بشه و یه چیزایی روشن بشه خدانگهدار تا نمیدونم کی تو چطور ميگي كه من براي تو كم بودم تو فقط ديده گريون خواستي آره تو يه دل سپرده خواستي مني كه ساده به خاك افتادم تو چطور ميگي كه من براي تو كم بودم . . . . بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شو م از جان ودل يارم شوي تا عاشق زارت شوم من نيستم چون ديگران بازيچه بازيگران اول به راه آرم تو را وانگه گرفتارت شوم غروب شد ناگهان آفتابگردان سرش را پایین انداخت گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند ... . . . خدایا مگه من چه کارت کردم؟ یه وقتایی یه کارایی میکنی که من یه چیزی بگم هم خودم و هم تورو ناراحت کنم آخه چرااااااااااااااااا؟؟ اون روز که می خوام ببینمش میگی نه. حالا هم که میخوام فراموشش کنم بازم میگی نه. پس به قول خودت صلاح من چیه؟ پیش خودم میگفتم اگه قسمت نباشه هیچ وقت بهش نمی رسم دلمو به قسمت خوش کرده بودم فکر میکردم این خواست توست گفتم حالا که خدا اینو می خواد رو حرفش حرف نمیزنم. پس چرا حالا که میخوام پا روی غرورم بذارم و یه جوری فراموشش کنم سنگ جلوی پام میندازی . پس من این وسط چه کار کنم. به خودت قسم این سر در گمی از صد تا شکنجه هم بدتره. اگه بخوام نبینمش خودم میشکنم . اگر هم بخوام ببینمش بازم میشکنم چون اون نمیخواد منو ببینه. نمیدونم فقط کمکم کن مگه نمیگن که تو به داد بنده هات میرسی پس کجاست این دادرسی. اصلا مگه من گناه کردم که عاشق شدم به قول یکی از دوستام: عاشقی را مقدور هر عیاش نیست. اگه می گی من عیاشم چرا عاشقم کردی خیلی راحت میتونستی این حسو از من بگیری. . . . به خدا نه از آهن نه از سنگم. . . کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود یادش ولی آهسته میگویم الهی بی اثر بادش . . 

مني كه عاشق ترين عاشق عالم بودم
من برات قلب پر از خون بودم
آخه تو فقط يه عاشق خواستي
اما من گذشته از جون بودم
تو فقط دست نوازش خواستي
من سرا پا غرق خواهش بودم
تو هميشه در پي بهانه ها
اما من حديث سازش بودم
چه كنم كه سر سپردت بودم
تا كه هرگز كسي عاشقت نشه
واسه مردم درس عبرت بودم
بايدم ساده بدي بر بادم
راستي لعنت به من ديونه كه
به تو قلبم را چه آسون دادم
مني ه عاشق ترين عاشق عالم بودم 

آفتاب رفت
آفتابگردان به دنبال خورشید گشت
ستاره ای چشمک زد







